تبليغاتX
رویای صورتی

فرگون زیباترین زن زمانه خویش بود و همسر ملک شاه .
در مجلسی زنانه ، زنی از خاندان نزدیک همسرش گفت :


فرگون زیبا! شنیده ایم هیچ خدمتکار ایرانی به کاخ خویش راه نمی دهی ؟
بانوی اول ایران پاسخ داد : ایرانی خدمتکار نمی شناسم !
آن زن سماجت کرد و گفت : چطور ؟ اعتماد نمی کنید ؟!
فرگون زیبا گفت : من نیازی به کمک دیگران ندارم هم نژادانم را هم برتر از آن می دانم که آن ها را به خدمت بگیرم .

زنان رومی و چینی و یونانی را هم که می بینید پیشکش سرزمین های دیگرند به پادشاه ایران و

من تنها مواظب آنانم تا آسیب بیش تری به آن ها نرسد .
زن دیگری می پرسد : مگر پیش تر چه آسیبی دیده اند ؟
فرگون زیبا می گوید دوری ! دوری از شهر و دیارشان ! این بزرگ ترین آسیب است .
آن زن دست به گیسوی فرگون می کشد و می گوید حالا می فهمم برای چه همه تو را دوست دارند .
به گفته دانای ایرانی « ارد بزرگ » : نامداران ماندگار آنانی اند که سرشتی نیکو و دلی سرشار از مهر دارند

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


نامتــــ را كــــه مي شنومـ

درستــــ مثل آنروزهـــــا

بنــد دلـــمـ

يكجـــا پــــاره ميشود

و شــرمـ است

كـــه مي نشيند

روي گــــونــه هاي

مـن ِ هميشه عــاشق ِ تــــو

 

نگران نباش

نمی شود دوستت نداشت

لجم هم که بگیرد از دستت

دفترچه ی خاطراتم

پر از فحش های عاشقانه میشود!!!...



این چهارصد و هفتاد و پنجمین کتابی ست

که می خوانم تا شاید

..

کسی ،جایی ، ـ

چیزی از معمای نهفته در نگاهت

گفته باشد ! ـ


 

+نوشته شده در جمعه سی و یکم تیر 1390ساعت4:26 بعد از ظهرتوسط نیکا |
به آرامی آغاز به مردن می کنی

آگر سفر نکنی

اگر کتابی نخوانی

اگر خدا را فراموش کنی

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی

اگر از خودت قدر دانی نکنی ...

به آرامی آغاز به مردن می کنی

زمانی که خود باوری را در خودت بکشی

وقتی نگذاری که دیگران به تو کمک کنند

اگر برده ی عادات خود شوی

اگر همیشه از یک راه تکراری بروی

اگر روزمرگی را تغییر ندهی

اگر رنگ های متفاوت به تن نکنی ...

امروز زندگی را  آغاز کن!

امروز مخاطره کن

امروز کاری بکن

نگذار که به آرامی بمیری!

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390ساعت11:32 بعد از ظهرتوسط نیکا |
 

 

سلام!

بعد از یه غیبت طولانی بازم اومدم دلم برای همتون خیلی تنگ شده بود ولی خوب طبق

معمول فشار درس و مدرسه زیاد بود و نتو نستم بیام بهتون سر بزنم! حق دارید باهام

قهر کنید و ازم ناراحت باشید ولی ایندفه با یه آپ قشنگ اومدم که امیدوارم خوشتون بیاد

راستی سال نو رو پیشاپیش بهتو تبریک می گم.ببینم لباسای عیدتونو خریدید؟

من که هنوز موفق نشدم همه چیزایی رو که لازم داشتم بخرم آخه مگه معلمای عزیز و

گرامی می ذارن؟ هفته ی پیش مامانم هر چی گفت بیا بریم خرید گفتم فردا امتحان

دارم یعنی از اول هفته تا آخرش به جز یکشنبه امتحان داشتم انگار نه انگار که همین چند

هفته پیش امتحانای ترم تموم شدنمی ذارن آدم عرق تنش خشک شه بعد

ببندنمون به رگبار امتحان! البته فکر نکنید من از اون شاگرد تنبلاشم ها!! اتفاقا همه

امتحانا رو به خوبی پشت سر گذاشتم.

خوب بگذریم امیدوارم سال خوبی داشته باشید.

راستی شما تو عید برنامه سفر ندارید؟اگه دوست داشتید تو نظرات بگید کجا می خواید

برید .باشه؟تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

هنوز خیره ام به کاغذهایی که سپید و گنگ در پشت پنجره ای بسته جا گذاشته ام...

 قطار می رود

تو می روی

تمام ایستگاه میرود

و من چقدر ساده ام

 که سال های سال

در انتظار تو

کنار این قطار رفته ایستاده ام

و همچنان

به نرده های ایستگاه رفته

تکیه داده ام ...

هر گاه که فکر میکنم برخاسته ام پایم به جایی میخورد و میافتم

هر گاه که فکر میکنم که برخاستن کاری است بس دشوار

 بر میخیزم وبه راهم ادامه میدهم

حالا بعد از یک بار دیگر به زمین خوردن برخاسته ام

 گرد و خاک را از لباسم پاک میکنم

ساکم را بر میدارم و به راه می افتم

این بار راهی را برمیگزینم که تو در مسیرش نباشی

راهی که حتی جای پایت را باد جارو کرده باشد وبویت را باران شسته باشد

 دیگر وقتی که داری به زمین می خوری به من تکیه نخواهی داد

اعتماد در رابطه با تو مفهوم خود را برای چندمین بار از دست داده است

 و جایش را به تردید داده است . دهانت بوی دروغ میدهد

می خواهم از تو متنفر باشم

به همین سادگی ...

+نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت4:21 بعد از ظهرتوسط نیکا |
 

 

چشم های تو مرا وعده ی باران دادند

              به تن مرده ی من روح ودل وجان دادند

شوق بر خاستن وزندگی تازه به این

               من دلواپس از خویـــــــش گریزان دادند        

خش خش گام کسی بود که می آمد و باز    

               مژده ی عید در اندوه زمستـــــان دادند 

چشم های تو درخشید و در آن ظلمت محض

               به بلندای شب یخ زده پایــــــــان دادند 

 آمدی مثل بــــــــــــــهاری که می آید از راه 

              یک سبد یاس به هر شاخه ی عریان دادند

دســــــــت های تو ز هر پنجره رفتند غبـــار

            و به تندیس همه آینــــــــــه ها جان دادند

کاش باز آیــــــد و اندوه مرا در یابــــــــــــد

           چشم هایی که مرا وعده ی باران دادند

 

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم بهمن 1389ساعت4:5 بعد از ظهرتوسط نیکا |
 

 

سلام

بعد از یه غیبت طولانی اومدم.چون دلم واسه همتون تنگ شده بود.

حالتون چطوره با فصل امتحانا چی کار می کنید؟

امتحانا خیلی خسته کننده شدن تقریبا یه ماهه هر روز دارم درس می خونم و می رم امتحان میدم.

دیگه احساس می کنم دارم افسردگی می گیرم!از اتاقمم حالم به هم می خوره چون این یه ماهه

همش تو اتاق بودم.از خونه هم که اصلا بیرون نرفتم فقط راه خونه تا مدرسه و مدرسه تا خونه!!

امروزم امتحان جبر داشتیم.تا ساعت ۳ صبح درس می خوندم و از ۳ تا ۴ از استرس خوابم نمی برد.

صبح ساعت ده دقیقه به هشت مامانم از خواب بیدارم کرد منم هل کردم انقدر که وقتی به ساعت

نگاه کردم فکر کردم ساعت ده و نیمه!!

ساعت ۸ امتحانامون شروع میشه و بابای بیچارم نمی دونم چه طور پنج دقیقه ای منو رسوند!!

وقتی رسیدم مدرسه تازه شروع کرده بودن ولی من انقدر استرس داشتم سوال اولو با دست لرزون

 انقدر کج وموج نوشتم که فکر نکنم معلممون بتونه بخونه!

امتحانم خوب شده البته۲۵ /۰غلط دارم اونم به خاطر اینه که تقسیم ۳۱بر ۳ رو نوشتم ۱۳!!!!

در هر صورت خدا رو شکر به خیر گذشت.دوشنبه هم امتحان ادبیات دارم تورو خدا برام دعا کنید!

‌‌‌BYE

 

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم دی 1389ساعت11:57 قبل از ظهرتوسط نیکا |
 

 

 سلام دوستای خوبم حالتون چطوره؟

منم خوبم خدا رو شکر.امیدوارم عزاداریاتون قبول باشه.

این چند وقته نتونستم یه آپ درست و حسابی بکنم ببخشید آخه

مگه درسا می ذارن؟

نترسید این دفعه نمی خوام از درس و مدرسه گله وشکایت کنم!

امروز تو مدرسه روز اعصاب خورد کنی بود.زنگ اول فیزیک داشتیم

می خواست فصل ۲ رو دوره کنه من نخونده بودم اما خوب بلد بودم.

منو آورد پای تخته یه سوال گفت حل کنم منم با این که خونده بودم

یه دفعه هل شدم.البته بلد بودم حلش کنم ولی چون هل شدم و

نتونستم فیثاغورس ۳و۴ رو ذهنی بگم،معلممون شروع کرد به چرت

و پرت گفتن که کسی که نتونه فیثاغورسو ذهنی بگه یعنی خیلی کم

کار کرده و ...منم  اعصابم خیلی خورد شده بود اما هیچی نگفتم.سوالو

حل کردم و تو دلم کلی بهش فحش دادم.آخه بی انصافی کرده بود من

همه ی سوالو بلد بودم همیشه هم نمرات خوبی داشتم حقم نبود که این

حرفا رو بزنه.

خلاصه زنگ فیزیکم تموم شد و نوبت به زنگ مزخرف ادبیات رسید.

خانم حسینی هم طبق عادت همیشش گفته بود امتحان می گیره.

منم دیروز هیچی ادبیات نخونده بودم اخه دیروز تا ساعت ۹ شب دکتر بودیم

از اول زنگ تا آخر زنگ داشتم تاریخ می خوندم و انگار نه انگار که امتحان

ادبیات داریم!

بالاخره زنگ ادبیاتم به خوبی و خوشی تموم شد و اصلا یادش رفت امتحان

بگیره.

زنگ سوم طبق برنامه قرار بود دوباره فیزیک داشته باشیم ولی یه دفه

دیدیم معلم تاریخ اومد سر کلاس.معلممون هم خیلی عصبی و بی ادب و

بد اخلاقه.از بس تاریخ خونده شده عین رضا شاه.

هفته ی پیش که تاریخ داشتیم چون امتحان دینی و مبانی کامپیوتر

و زبان داشتیم تقریبا همه ی بچه های کلاس نخونده بودن هر چی گقتیم

نپرس ما کلی امتحان داشتیم قبول نکرد.گفت اگه ۸۰ تا امتحانم داشتید

باید می خوندید.ایدفعه هم گفته بود ۳ تا درسو می پرسه منم با این که خونده

بودم اما استرس داشتم.خدا رو شکر نتونست بپرسه چون فقط یه

ربع وقت داشت بقیش مال فیزیک بود.

این زنگم بخیر گذشت...

زنگ آخر جبر داشتیم دیگه حوصله ندارم بنویسم فقط اینو بگم که رفته

بود پای تخته یه سوال ساده رو حل کنه خودش بلد نبود حل کنه.

مثلا مدرسه غیر انتفاعیه این وضع معلماشه!!!

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه یکم دی 1389ساعت3:59 بعد از ظهرتوسط نیکا |
 

 

سلام برحسین(ع)

 

سلام بر آقای عشق و حماسه که از مشتی خاک کربلایی آفرید که

همه آزادگان به مشبک های ضریحش دخیل بسته اند.

 

سلام بر سجاد(ع)

 

سلام بر خورشید در زنجیر کربلا که خداوند او را برای فردای سرد و

تاریک زمین ذخیره کرد.

 

سلام بر عباس(ع)

 

سلام بر چشمان از شرم به زیر عباس،آنگاه که وارد خیمه شد و کودکان

خورشید را دید که از هر عطش شکم ها را بر زمین نمدار خیمه ها چسبانده

بودند تا تشنگی فرو بستاند.

 

سلام بر زینب(س)

 

سلام بر بانوی صبر و زخم و خطبه.زینب که پرستار غنچه های کربلا شد و

در روز های اسارت شام روسیاه هیبت پوشالی شامیان را در هم شکست.

 

و سلام بر یاران و یاوران خورشید که سر انجام در کربلا حاجی شدند.

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389ساعت11:7 قبل از ظهرتوسط نیکا |
یا حسین ...
 

محرم آمد و آغاز شد سالی که دل های همیشه عاشق

را دوباره متوجه مکتب سرخ شهادت خواهد کرد.آغاز می شود سالی که با یاد

 و نام حسین آغاز و با یاد و نام ایشان پایان خواهد پذیرفت.آغاز می شود سالی که باز هم

 تجربه ای تازه برای درک انتظار خواهد بود.

انتظار ظهورر آخرین یادگار از مکتب آسمانی عاشورا !

کربلا گلواژه ایست که نور را در منشور نیزه ها جلوه ای تازه می بخشد.

کربلا گستردگی ارفان است و فرصت بارانی آخرین دیدار.

کربلا شکیبایی شعله وری است که سیراب از دامن کودکان حسین است

و کربلا حیرت جاودانه ی تاریخ است.آنجا سرزمین موعود ماست.قطعه ای از بهشت

که به زمین پیوند خورده و قرن هاست که در دست بی رحمانی است که مورد ستم قرار گرفته است.

 

 

 

+نوشته شده در جمعه نوزدهم آذر 1389ساعت1:16 قبل از ظهرتوسط نیکا |
 کودکي که چشمانش خاموشي تو را دارد گويي تو را مي نگرد ... و تو از ميان هزاران

نقش تهي گويي مرا مي نگري،انسان مه آلود !

 

 



+نوشته شده در جمعه نوزدهم آذر 1389ساعت0:51 قبل از ظهرتوسط نیکا |

 

 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت
                                  زیر باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت 

 
چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم
                                   آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت 


روز میلاد  ، همان روز که عاشق شده بود
                                    مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت  

 
او کسی بود که از غرق شدن می ترسید
                                     عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت 

 
هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد
                                پسری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت

+نوشته شده در جمعه پنجم آذر 1389ساعت3:35 بعد از ظهرتوسط نیکا |
 

 

سلام به دوستای گلم.خوبید؟خوشید؟

 

اومدم باهاتون یه کم درد دل کنم و برم.

 

خسته شدم از مدرسه!هر روز باید درس بخونیم معلما هم که یه

 

بند استرس وارد می کنن که مثلا قراره دو سه سال دیگه کنکور بدیم.

 

جمعه هام که قربونش برم فقط اسمش تعطیلیهبیشتر از هر روز دیگه

 

باید درس بخونیم

 

معلمای عزیز هم که تا اسم یه روز تعطیلی میاد،اولین چیزی که به ذهنشون

 

می رسه امتحانه

 

البته ما هم کم نمی ذاریم و تمام تلاشمونو برای لغو امتحان می کنیم

 

اما خوب بستگی به شانس داره بعضی وقتا هم امتحانات عزیز به هیچ

 

عنوان لغو نمی شنحالا هر چی ما خودمونو به در و دیوار می کوبیم و

 

بهونه میاریم معلمان گرامی به روی مبارک خودشون هم نمیارن

 

اتفاقا همین دیروز امتحان هندسه داشتیم که شکر خدا با استعداد

 

درونی که بچه های کلاس در لغو امتحان دارن این یکی هم لغو گردید

 

همین طور امتحان فیزیک شنبه!

 

اینطور پیش بریم کنکور حتما قبول میشیم

 

راستی اینم بگم که هفته ی آینده تقریبا از روز شنبه تا خود پنج شنبه

 

امتحان داریمکه احتمال لغوش هم ۵۰-۵۰ است چون

 

این بار اگه اسم لغو امتحانو بیاریم حسابمون با ناظم مدرسه خواهد بود

 

و اما برنامه فردا:

 

فیزیک   ادبیات  فیزیک  هندسه

 

خیلی قشنگه نه؟؟؟؟؟؟دو زنگ فیزیک،هندسه و ...

 

از این بهتر نمیشه

 

منم که همه ی درسای فوقو فول فولم و اصلا جای نگرانی نیست

 

دیگه سرتونو درد نمیارم امیدوارم موفق باشید و برای منم دعا بفرمایید

 

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

 

در گذرگاه زمان خیمه شب بازی دهر

                          با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد

                                                        رنگ ها رنگ دگر می گیرند

                                  عشق ها می میرند

   و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ

                                          دست ناخورده به جا می ماند... 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

                             

+نوشته شده در سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت11:48 بعد از ظهرتوسط نیکا |
کاریکلماتور...
 

 myspace-candybardolls20.gif

آدرس دبیر تاریخ:شهرک اکباتان،میدان کریم خان،خیابان باستان شناسی

 

کوچه ایرانیان آقای داریوش غزنوی.

 

آدرس دبیر ورزش:دهکده المپیک،میدان ورزشگاه،چهار راه زور خانه،جنب

 

باشگاه بدنسازی،پلاک دو آقای داوری.

 

آدرس دبیر ادبیات:خیابان حافظ بعد از پل رودکی،چهار راه فردوسی،نبش

 

 خیابان مولوی،کتاب فروشی غزل،آقای حافظ فارسی.

 

 

در مدرسه زندگی، در کلاس دنیا، سر زنگ املا،یادمان باشد،

بر محبت هایمان تشدید بگذاریم تا حتی نیم نمره از مهربانی هایمان

کم نشود.

 

 

 

+نوشته شده در شنبه دهم مهر 1389ساعت3:30 بعد از ظهرتوسط نیکا |
 

سلام دوستای گلم.تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدحالتون چطوره؟چی کار می کنید با آخرین روزای آزادی؟

 

باز دوباره مدرسه ها شروع شد.تا اومدیم خاطرات تلخ خرداد ماه رو فراموش کنیم،تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

مهر اومد ودوباره باید بریم مدرسه.تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

من نمی دونم چرا سازمان محترم آموزش و پرورش به فکر روحیه ی نوجوان

 

گلی مثل ما نیست؟!!اگه یه کم به ما توجه داشتند، جای سه ماه تعطیلی و نه ماه در بند بودنو

 

عوض می کردند.یعنی سه ماه درس می خوندیم و نه ماه هم می خوردیم و می خوابیدیم!تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

چطوره؟ تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

اصلا اگه من رییس آموزش و پرورش بودم همین کارو می کردم.ولی خوب بهتر که نیستم

 

چون مردم از اینی که هستند بی سواد تر و بی کارتر می شدند.

 

بگذریم نه من رییس آموزش و پرورشم،نه آرزوهامون برآورده میشه.فعلا همین آش و همین

 

کاسه ست.غر زدن و تنبلی هم ممنوع!

 

راستی یکی از دوستان به نام ترانه پرسیده بود:تو خود نیکا هستی یا دوستشی؟

 

واااا !! یعنی چی؟خوب من خودشم دیگه!اصلا دوستم کیه؟

 

حالا به آپ امروز توجه فرمایید:                             

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

بمان با من که من بی تو صدایی خسته در بادم

                                                    در این اندوه بی پایان بمان تنها تو در یادم

نمی دانم چرا غمها نمی دانند که من تنهای تنهایم

                                                   بیا ای دوست بامن باش که من تنهای تنهایم

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

LOVE is pure,LOVE is sure,LOVE is sweet poison that doctors can't cure

 

عشق یعنی پاکی، عشق یعنی اطمینان،عشق یه زهر شیرینه که دکترا

نمی تونن درمانش کنن.

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

 

می خواهم پرواز کنم تا شاید اندکی به تو نزدیک شوم

 

و زیر چتر مهربانیت پناه بگیرم

 

می خواهم نفس های بریده و سردم را

 

به نفس های گرم تو پیوند بزنم

 

تا شاید تب سرد تنهایی در من فرو کش کند.

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

 

       Bye                                                   

+نوشته شده در پنجشنبه یکم مهر 1389ساعت2:26 قبل از ظهرتوسط نیکا |

 


تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net


عیب کوچولوی عروس

 

جوانی می خواست زن بگیرد.به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند.

پیرزن به جست و جو پرداخت.دختری را یافت و او را به جوان معرفی کرد و گفت:

این دختر از هر نظر سعادت شما را فراهم خواهد کرد.

جوان گفت:شنیده ام قد او کوتاه است.

پیرزن گفت:اتفاقا این صفت بسیار خوبی استِزیرا لباس های خانم ارزان تر تمام می

 شود.

جوان گفت:شنیده ام زبانش هم لکنت دارد.

پیرزن گفت:این هم دیگر نعمتی استِزیرا می دانید که عیب بزرگ زن ها پز حزفی

استُاما این دختر چون لکنت زبان دارد پر حرفی نمی کند وسرت را به درد نمی آورد.

جوان گفت:خانم همسایه گفته است که چشمش هم معیوب است.

پیرزن گفت:درست است،این هم یکی از خوشبختی هاست که کسی مزاحم

آسایش شما نمی شود و به او طمع نمی برد.

جوان گفت:شنیده ام پایش هم می لنگد و این عیب بزرگی است.

پیرزن گفت:شما تجربه ندارید،نمی دانید که این صفت باعث می شود خانمتان کمتر

بیرون برود و علاوه بر سالم ماندن،هر روز به بازار نمی رود و برایت خرج نمی تراشد.

جوان گفت:این همه به کنار،ولی شنیده ام که عقل درستی هم ندارد.

پیرزن گفت:ای وای،شما مرد ها چقدر بهانه گیرید!!پس یعنی می خواستی عروس به

این نازنینی،این یک عیب کوچک را هم نداشته باشد؟؟؟!!!

 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

اگه کسی به تو نگاه کرد و قلبت لرزید

عجله نکن

چون ممکنه یه روز کاری با قلبت بکنه که چشمات بلرزن.

 

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

می خواهم از تو بنویسم ، با قلبی از جنس آسمان

 

اما بغض می کند ، خودکارم را می گویم

 

بعد انگار که ساعت ها باریده باشد

 

دفترم خیس خیس می شود

 

و من !

 

چون کودکی که ساعت ها زیر بارن

 

منتظر مانده باشد

                     

                                            می نویسم

 

                                            آن مرد در باران ...

                                                               

                                                                    باز هم نیامد تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

تو را به دادگاه خواهند کشید ...

                              شاید به حبس ابد محکوم شوی

جزییات جنایت معلوم نیست

                             اما ...

                                  اثر انگشت تو را روی قلب شکسته ام یافته اند

 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

 

اگر می توانستم مجازاتت کنم

از تو می خواستم به اندازه ای که دوستت دارم دوستم داشته باشی.

 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

اگر زندگی بی رنگ بود،

                            اگر لطافتی نداشت ...

             اگر چیز جدیدی برای تازه ماندن نداشت

اگر زیبا نبود،و اگر ...

                           حال که همه را دارد،لحظه لحظه اش را ارزش است.

 

 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net



+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت4:46 بعد از ظهرتوسط نیکا |
کاریکلماتور
 

 

 

هر چی فکر می کنم یادم نمیاد فردا چه اتفاقی افتاد!تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

سوار خر شیطان تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدشد چون از اتوبوس ارزان تر بود! تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

مدرسه تمام می شود و روسیاهی اش به تخته سیاه می ماند!

 

جادوگر سوار جارو می شود وشاگردش سوار خاک انداز!

 

از بس مهربان بود در زمستان سر مردم کلاه می گذاشت و در فصول دیگر کلاه از سر آنها بر می داشت!تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

وقتی چراغ خیالات روشن است،یخ زندگی آب می شود.چراغ ها را خاموش نمی کنم ولی لامپ کم

مصرف زده ام! 

 

خرچنگ وغورباقه به جرم اغتشاش در سطح کاغذ، دستگیر شدند!

 

در شبکه های تلویزیونی ملیارد ها ریال خرج می شود تا فقط سه ریال ساخته شود!

 

با آنکه پررو بود ولی جلوی آدم های دو رو کم می آورد!

 

گربه ها عاشق آدمهایی اند که توی زندگی دیگران موش می دوانند!

 

به نارنجک بدون ضامن وام نمی دهند!

 

خواست سر از کار دنیا در بیاورد،دنیا سرش کلاه گذاشت!

 

حقیقت آنقدر با ارزش است که در مصرفش صرفه جویی می شود!

 

در طرح آسمان آبی ماهی دودی بایکوت می شود!

 

سرباز با انفجار بمب دست و پایش را گم کرد!

 

به من اعتیاد پیدا کرده بود ترکم کرد!تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

یک عمر سر مردم کلاه گذاشت ،سر خودش بی کلاه ماند!

 

حرف هایش را آرام می زد مبادا دردش بگیرد!

 

پارو فروش برای ادامه تحصیل به قطب می رود!

 

خورشید زمستان بی غیرت است!                             

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

احساس های سبز ...

 

خیالم را همراه پروانه های رنگی اش که در تنهایی هایم با آنها به گفت و گو می نشینم به دست رود

می سپارم و شب را در انتظار تو ستاره ستاره نگاه می کنم.

در تاریک روشن نگاهت می نشینم وامتداد درخت را از این سر دلتنگی تا آن سر دلتنگی می شمارم.

هر شب که تنها می شوم از پله ها ی رویا بالا می روم و در مقابلم تابلوی کوچکی می بینم که نشان از

سرزمین عشق را می دهد.قاصدکی را می بینم سبک،خالی از دلبستگی ها،آرزو می کنم یک قاصدک

باشم عاری از دلبستگی ها،نه به زلف درخت دل ببندم و نه به لانه ی کبوتر.نه به آب و نه به آسمان.

مانند نسیم همه جا باشم و نظاره گر احساس های سبز وجدایی.

 

+نوشته شده در جمعه نوزدهم شهریور 1389ساعت2:28 قبل از ظهرتوسط نیکا |

                                                       

یک شبی مجنون نمازش را شکست

                 بی وضو در کوچه ی لیلا نشست

          عشق آن شب مست مستش کرده بود

                      فارغ از جام الستش کرده بود

                        گفت یا رب از چه خارم کرده ای؟

                      بر صلیب عشق دارم کرده ای؟

                            خسته  ام زین عشق ،دل خونم نکن

                                   من که مجنونم تو مجنونم نکن

                                      مرد این بازیچه دیگر نیستم

                                       این تو و لیلای تو من نیستم

                               گفت ای دیوانه لیلایت منم

                                 در رگت پنهان وپیدایت منم

                                    سال ها با جور لیلا ساختی

                                        من کنارت بودم و نشناختی

 

 

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

 

می دانم همان که دوستم داشت،

      من دیوانه را بارها در خوابش دیده

می دانم،می دانم که عاشق نم نم باران و سکوت صحرا بود

می دانم،می دانم که عاشق جنگل بود

                           عاشق نعره های رودخانه بود...

می دانم...

           همان که دوستم داشت،برایم بی قرار است

می دانم...

          همان که دوستم داشت،سر راه چشمه

                                     چشم انتظارم ایستاده

می دانم...

                 دلم می خواهد بر بال پرنده ای می نشستم

                                          و به سوی آب پرواز می کردم

                                            بعد می توانستم در دریای دلش شنا کنم

ای کاش...

              فقط یکبار دیگر می توانستم...

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

اشک ها یم بی آنکه خطوط چهره ام را برهم زنند

       سرازیر می شوند

                            مانند بارانی که نا خواسته و بی اجازه

                                                                     فرو می ریزد.

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

 

فریادت را هیچ گوشی نشنید

                     غم دلت را هیچ غمخواری خریدار نشد.

     اشک هایت را هیچ دستمالی پاک نکرد.

     هیچ انگشتی تو را برای خواستن اشاره نکرد.

                         هیچ چشمی در انتظارت نگریست.

             و هیچ کس جز خــــــــــدا...

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

بودن یا نبودن، فرقی به حالت  نمی کند

     چشمانت را ببند و سخاوتمندانه بر روی صحرای

           خشک گونه هایت ببار

                                         شاید...

                            بیابان دلت از بخشش دیدگانت آباد شود.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

+نوشته شده در پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت3:16 قبل از ظهرتوسط نیکا |
 

 به نام لیلی بنفشه ها

با سلام و عرض ادب خدمت دوستای گلم.                    www.bahar22.com            قالب ، کد موزیک ، تصاویر زیباسازی وبلاگ ، فال      WWW.bahar22.com

 

نزدیک شدن به ماه مهر و آغاز مدرسه و شروع بدبختی ها را خدمت

 

شما عزیزان و داغداران تابستان تسلیت عرض می کنم.

 

واقعا چه ظلم بزرگی،۹ماه باید درس بخونیم و فقط ۳ماه ناقابل استراحت

 

داریم. وحشتناک نیست؟

 

من که اصلا حوصله ی مدرسه رفتن ندارم.حیف نیست تابسون به این

 

قشنگی؟چه قدر زود گذشت...

 

حالا بیخیال این حرفا عوضش مدرسه هم خوبیا و قشنگیایی داره مهم

 

اینه که آدم تو هر زمان و موقعیتی که هست موفق باشه و خدای مهربونو

 

فراموش نکنه.

 

چارلی چاپلین می گه:خوشبختی فاصله ی میان دو بدبختی است

اما من می گم:بدبختی زنگ تفریح میان دو خوشبختی است.   تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

 

 

حدیث قدسی:

 

بار الها چه عملی از بندگانت بیش از همه تو را به تعجب وا می دارد؟

این که شما تمام کودکی خود را در آرزوی بزرگ شدن به سر می برید

و دوران پس از آن را در حسرت بازگشت به کودکی می گذرانید.اینکه

شما به قدری نگران آینده اید که حال را فراموش کرده اید در حالی که

نه حال را دارید نه آینده را.

 

 

 

به لطافت یک تکه ابر...                عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

 

در قصه های مادر بزرگ کلاغ ها،جوجه کبوتران بی پناه را مادری

می کردند و آسمان و زمین دست در دست هم می دادند تا با

دست هایشان پلی بسازند برای هجرت ستاره ای تنها به زمین!

در قصه های مادر بزرگ در پشت هر خنده ای دلی بود به سرشاری

یک جوی،به لطافت یک تکه ابر.کسانی بودند که هر روز پنجره را باز

 می کردند به انتظار؛تا سوار خوشبختی را دستی تکان داده باشند.

اما افسوس وقتی یک قدم از قصه های مادر بزرگ فاصله گرفتیم،

چیزی جز یک خیابان شلوغ و آدمکهایی که نفس کشیدن را فراموش

 کرده بودند نیافتیم.

 


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

گدای باهوش

 

مردی هر روز در بازار گدایی می کرد و مردم هم حماقت او را دست

می انداختند.دو سکه به او نشان می دادند که یکی از طلا و یکی

از نقره بود.اما مرد گدا همیشه سکه ی نقره را انتخاب می کرد.

این داستان در تمام منطقه پخش شد.

هر روز گروهی زن ومرد می آمدند و دو سکه به اونشان می دادند

و مرد گدا همیشه سکه ی نقره را انتخاب می کرد.تا اینکه مرد مهربانی

از راه رسید و از اینکه مرد گدا را دست می انداختند ناراحت شد و در

گوشه میدان به سراغش رفت و گفت:

"هر وقت دو سکه به تو نشان دادند،سکه ی طلا را بردار این طوری هم

پول بیشتری گیرت می آید و هم دیگر دستت نمی اندازند."

گدا پاسخ داد:

"حق با شماست.اما اگر سکه طلا را بردارم دیگر مردم به من پول نمی دهند

تا ثابت کنند که من از آنها احمق ترم.شما نمی دانید تا حالا با این کلک چقدر

پول گیر آورده ام."

نتیجه اخلاقی:

اگر کاری که می کنی هوشمندانه باشد،هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق

بدانند.

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

اگر دنبال عشقی من ندارم

          که من جز قلبی از آهن ندارم...

برو دست از سرم بردار ای عشق

          که حال بیستون کندن ندارم...

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

خوب دیگه واس امروز بسه.www.bahar22.com            قالب ، کد موزیک ، تصاویر زیباسازی وبلاگ ، فال      WWW.bahar22.com

 

زود برگردیا.

 

همتونو ذوست دارم.تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

منتظر نظرای قشنگتون هستم.

 

                                              تا بعد

                                                        byewww.bahar22.com            قالب ، کد موزیک ، تصاویر زیباسازی وبلاگ ، فال      WWW.bahar22.com

+نوشته شده در دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت1:53 قبل از ظهرتوسط نیکا |